نردبان موهایت…

می خواستم شب

تجسم موهای تو باشد!

-نردبان این شعر،

موهای تو بود.-

و اصلا هر شعری، هر لبخندی، هر بوسه ای…

می خواستم شب

ستاره باران نگاه تو باشد!

- روشنایی این کوچه ها و اتاق های تاریک،

چشم های تو بود-

و اصلا پوستت، دندانهایت و همان الماس مصنوعی کوچک روی سنجاق سینه ات…

می خواستم شب

هوس آغوش دوباره ات باشد

نه اشک بازوان انگار دیگر هرگزت

-هرگزمان-

نه خیال…

.

.

.

از پله های این شعر پایین می آیم

 

7 پاسخ به “نردبان موهایت…”

  1. حمیدرضا می‌گوید:

    از پله های این شعر پایین می آیم
    پایان عالی یی بود.
    البته فکر کنم می شد شعر بلندتر شه، فضا سازی خوب شروع شده ولی ادامه پیدا نکرده.
    مجموعن جالب بود. بنویس باز هم!

  2. زهرا می‌گوید:

    زيبا بود «نردبان اين شعر/موهاي توبود»

  3. هنگامه می‌گوید:

    taha! kojayi?

  4. sina shabankhani می‌گوید:

    سلام با آهنگ مرد خسته به روزم و منتظر نظرتون.

  5. نسترن می‌گوید:

  6. نسترن می‌گوید:

    chera nmishe inja like zad

  7. مجید فنایی می‌گوید:

    تا دست دخترک کبریت­فروش از آتش شما گرم شود
    تعبیر فوق العاده ای بود…لذت بردم از شعرها
    زیبا هستن…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.