تن فروش

شب از استعاره خالی است

مجروح شلیک های فریاد همسایه

روزهای آخر هر ماه!

گلوله ها کاسه شب را پر کرده اند.

کوله ات را بردار!

به خیابان بزن!

ماشین شکار کن!

که موهای سیاهت

جز در سمفونی ناکوک نفس های بریده بریده

در هیچ شعری جا نخواهند گرفت!

شب از استعاره…

و چشم هایت از…

.
.
.

کوله ات را بردار

به خیابان بزن

و از تمام عابران محفوظ به حیا

که سینه ها و ران هایت را…

رد پای کوچ آخرین دسته ی ماشین های بی بوق

و سربازان بی باتوم را بپرس!

برچسب‌ها: ,

24 پاسخ به “تن فروش”

  1. شکیبا می‌گوید:

    فکر کنم آهنگ ” پیاده میشم ” یاس ، زیباترین توصیف برای تن فروشی باشد .

  2. مریم می‌گوید:

    ای وای من….

  3. حمیدرضا می‌گوید:

    خوب بود.

  4. نسترن می‌گوید:

    طه اين 2 شعر آخر واقعا حرف نداشت

  5. علیرضا می‌گوید:

    یا سپاس

  6. jairanpilehvari می‌گوید:

    به به.. دوباره طه ی خودمون شدی… این خیلی خوب بود..
    موندم از کجا به سرت زده :)
    این یه دست خوب بود…

  7. shaghayegh می‌گوید:

    در اين شب ها كه گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر مي ترسد، تويي تنها كه مي فهمي زبان و رمز آواز چگور نا اميدان را… (شفيعي كدكني)

  8. زهرا می‌گوید:

    ديگر در گلوي كسي گلوله اي آماده ي شليك نيست
    وسربازي كه ديگر باتومش را در هوا نمي چرخاند….

  9. باران می‌گوید:

    نمی خواهد چیزی بگویی،
    وقتی خطای خط خطی کردن فکرت را
    هیچ کس گردن نمی گیرد!
    زبان به کام بگیر
    و آرام و عاشق و بی دغدغه
    فرض کن خط خطی ها یک تابلوی پست مدرن اند،
    که لابد زیبایند بی آنکه تو بدانی چرا!

  10. نادر می‌گوید:

    سگ تو روحت فرفری! این عالی بود

  11. حسام می‌گوید:

    کاراتو دوس دارم
    دمت گرم رفیق!

  12. ... می‌گوید:

    عالـــــــــــی

  13. كاوه می‌گوید:

    :)
    درود بر اين تن فروش كه با شرفتر از وجدان فروشان اين روزهاست!

  14. jeandearc می‌گوید:

    بس كن خدا را اي چگوري بس
    ساز تو وحشتناك و غمگين است…

  15. توهم یک ذهن متورم پوچ می‌گوید:

    روسپی ها مهربانند اما چیزی کم دارند که نمیدانم….

  16. redashtray می‌گوید:

    سلام طه جان خوبی
    خیلی خوب بود
    به ادرس جدید منم سربزن
    قربانت مهدی امیزش

  17. hakimeh می‌گوید:

    kuleat ra bardar…..bezan….har ja ke mikhahi…. ba goluleh…. bi golule…..kuleat ra bardar

  18. مریم مالک می‌گوید:

    یاد خاطره ای افتادم که کسی بهم گفت روسپی یا تن فروش؟ و بعدش بحث و دعوا و قهر.
    خیلی خوب بود طه جان.

  19. ارین می‌گوید:

    سلام طاها چطوری ؟
    خیلی بسیار خوب بود !
    بس حال کردیم ;)

  20. بهار می‌گوید:

    نمی دانم این چندمین بار است که می آیم و هنوز همین شعر را میبینم…. البته که خوب بود اما من دلتنگم. دوباره بنویس

  21. ابوالفضل می‌گوید:

    حالا ثبت نام چی بود حالا؟!
    بنویس…

  22. نیما می‌گوید:

    کوله ات را بردار و تنهایت را با خودت ببر
    وبلاگ زیبایی دارید

    به منم سر بزن

  23. سیامک می‌گوید:

    نمی نویسی؟

  24. خبات می‌گوید:

    ممنون بسیار چسبید دمت گرم رفیق

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.