شعر من تو نيز…

By tahavalizadeh

يكي دو ماه عقب تر

زبان من نيز زبانه استعاره بود

زبان پر

زبان ممتحن،‌به وقت جنگ واژه ها

سر كلاس درس مدرسه!

زبان آه، زبان هاي… هوي

زبان اجتماع چشم و نرگش و هلال ماه

هلال ماه و داس

نه داس و چكش و تفنگ!

و اولين گلوله در ونك

درست قبل پارك وي…

و ساعت شما چهار بود

و من كه ساعتي نداشتم

چه فرق مي كند! مهم گلوله بود!

گلوله اي كه قبل قلب تو

درست سرنوشت را شكافت

و من، و ما عوض شديم

زبانمان زبان سنگ بود، زبان جنگ، زبان اسلحه، فشنگ بود!

فشنگ، فشنگ،‌فشنگ بود كه از آسمان مي باريد

باران را بگذار لعنتي!

خون مي چكيد از همه جا!

و شايد هم چه مي دانم! هنوز مي چكد!

و من ديگر به تشابه چشم هايت با نرگس حتي فكر هم نكردم!

وقتي پرت كرديم خودمان را

داخل آن اتوبوس _ كه مقصدش معلوم نبود_

مهم بودنت بود

و هراس قلبمان

كه چشم هايمان را…

لبانت اما

هنوز مثل ده ها سال قبل

به ظرافت شعر…

به ظرافت شعر…

آن هم نه شعر چند ماه قبل

درست به ظرافت همين روز ها، شعر همين روزها

خشكيده اند و ترك خورده اند از

خشم و فرياد و بوسه!

از لب گزيدن ها

در سوگ چند ستاره

كه اضافه شدند به آسمان و

كمان شكارچي را پر رنگ تر كرده اند

اين شب ها!

……………………………………………………………

پ.ن: احساس كردم مسير تغيير زبانم را مي توانم در اين شعرواره بياورم! و احساس مي كنم مي شود فرم را رها كرد بدون آن كه به محتوا آسيبي رساند!

پ.ن1/5: شكارچي از صورت هاي آسماني است كه در شب هاي پاييز نيز به خوبي مشخص است

پ.ن2: روز هاي خوبي نيستند اما تو هستي و اين براي من كافي است…

6 پاسخ to “شعر من تو نيز…”

  1. یاشار می گوید:

    حیلی خوب بود طه جان
    تغییر رو تو همه مون نشون داد امروز به یکی از بچه ها می گفتم یه لبانی به ظرافت شعر می خوام که بعد از این همه استرس از جاندار غارنشین به انسان تبدیلم کنه فکر میکنم موثر بودی.

  2. مانی می گوید:

    حاج طه مسیج شما به دست ما رسید که پینوشت متن شریعتی رو پاک کنم ولیکن دلیلش رو ننوشته بودی شایدم نوشته بودی و نرسیده .

    علی ای حال خیلی دوست دارم شنبه که می بینمت برام قضیه رو روشن کنی .
    مخلصیم .

  3. آیسان می گوید:

    تغییر رو دوست دارم گاهی خیلی سخت اما ناگزیره…

  4. علیرضا فیروزی می گوید:

    مرسی طاها جان،
    خیلی قشنگ بود، همین طور تغییر زبان و گفتارت،
    بی صبرانه منتظر دیدنت هستم
    شاد و پیروز باشی
    بدرود

  5. الی می گوید:

    این شعر برای ده پاییز کفایت میکند
    هنوز مثل ده ها سال قبل

    به ظرافت شعر…

    به ظرافت شعر…

    آن هم نه شعر چند ماه قبل

    درست به ظرافت همين روز ها، شعر همين روزها

    خشكيده اند و ترك خورده اند از

    خشم و فرياد و بوسه!

    این قسمت شعر معرکه بود…
    روزهای بد هم وقتی کسی باشد میتواند اوج سرور باشد

  6. آیسان می گوید:

    لعنتی!به اسم شعرت دقت نکرده بودم,عالیه!

پاسخ دهید