بایگانیِ جولای, 2009

A real nightmare after a dream

جولای 26, 2009

بغض، بغض، بغض

اشک می شوم نبودنت را.

آغوش خالی ام را

بد مصب، بد عادت کرده ای! بد عادت!

در این وانفسا که آفتاب

گم کرده راه شهر را،

کدام خورشید بودی

که به تلاطم عشق

بر گور تاریکم تابیدی

که حالا غروب را

تنها دروغ ظالمان می دانم

وباور نمی کنم که این شب تا ابد بماند.

نبودنت را اشک می شوم و خیال

لبانم هر ثانیه

_بی هوا_

هوا را می بوسد

در خیال بودن هایت حتی از این راه دور.

و در این شب های پر اضطراب، پر حادثه، پر فرار، پر خون

هم آغوش می شویم و سر به شانه های نبودنت می گذارم،

می خوابم آرام

و چون سیلی هشیاری بیدارم می کند،

اتاق های دل باز

اوین می شوند، 240، بعد از رویا…

دوم تیر ماه سرخ یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت

و در شب های دوری اجباری از خانه سروده شد.

…………………………………………………..

پ.ن1: امشب خروار خروار حرف بودم و تو خوابی! آرامشت، خوابت، چشمهای بسته ات که از همیشه معصوم تر می شوند از هزاران ساعت حرف زدن اما دوست داشتنی ترند!

پ.ن2: تو آیی در خیالم … چون ننالم؟ چون ننالم؟

یک شعر آرام

جولای 18, 2009

این شعر پر از آرامش است

بی هیچ اثری از تیر، ترکش، خرداد

بی هیچ اسمی از

شلاق و کارشناس

بی هیچ نشانی از سویت های دل انگیز چهار متری!

این شعر مملو از لطافت است

بوسه، غزل، سیگار

درخت، گل

و شاید فریدون مشیری

این شعر هوس آزا…

تَتَتَـــــــــــــق تَق

…………………………………………….

پ.ن: جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

آخرین گزارش

جولای 15, 2009

شهر کاملا امن است.

هیچ خطری شهروندی را تهدید نمی کند.

گل های پر تیغ را کندیم،

ریختیمشان به کوره های کارخانه فشنگ سازی.

صنوبر های مزاحم همه قطع شده اند و

سنگر ساخته ایم کوچه به کوچه.

قرمز شده اند همه ی چراغ ها

که خدایی نکرده تصادفی شکل نگیرد!

نه سری شکسته، نه خونی از دماغ کسی ریخته است

مثل همه ی تیر های قبل

آرام و بی صدا

مثل همه ی تیر ها

بیست و چهارم تیر سرخ هشتاد و هشت

………………………………………………

پ.ن: