تانک ها بوی لیلا می دهند

By tahavalizadeh

تانک ها از آن طرف آمدند

تانک ها از این طرف رفتند

تانک ها بوی لیلا گرفته بودند

غزه، عراق، افغانستان زیمباوه، سودان، چچن، تبت، … چه نیازی به نوشتن من وقتی این واژ ها خود تفسیر خودند؟

افعانستان نه آن کلمه چهار بخشی که کودکانش هیچ گاه هجایش نکرده اند، که نماد مین، کودکان بدون پا، پدران مرده، مادران روسپی و خشاش است. عراق را به استعاره و اختصار می شناسیم، ترور، بمب، خون… . کشور های آفریقایی و نزاع های قومی، گروهک هایی که بعضی چین و بعضی آمریکا را چو تکیه گاهی مطمئن داردند، کودکان ده ساله ای که مادر خود را می کشند با اسلحه ای هم وزن خود… . چچن، تبت، کردستان که مردمان آزادی خواهش هر روز و هر شب سرکوب می شوند، اعدام می شوند، دستگیر می شوند، به زندان می افتند و کاش فقط زندان بود… .

و غزه که این روز ها مادرانش به جای شیر، گلوله در دهان بچه ها می بینند. غزه ای که پر از لطافت است! گلوله ها بچه ها را می بوسند، بچه ها گلوله ها را. مرد ها لب حریص تفنگ ها را و تفنگ ها لبان تشنه ی مرد ها را! زن ها عشقبازی می کنند… اما با خرابه های فرو ریخته بر سرشان.همه یکدیگر را به اغوش می کشند اما درست قبل از تحویل جنازه به سرد خانه ها… چه لطافتی! چه مهربانی ای! چه طوفانی می کند این انسانیت!

در افغانستان پرنده ها از ارتفاع عمیق پرواز می کنند

مین ها بچه ها را دوست دارند

بچه ها مین ها را دوست دارند

در افغانستان

پرنده ها در ارتفاع عمیق پرواز می کنند

چه می کند این انسان؟ تکامل کدام اژدهایی انسان را بارور شده؟ این قابیل زادگان رو سفید کردنه اند پدرشان را! از همه سو آنچنان می بارد این انسانیت که وا می مانی، لخت و کرخت می شوی از دیدن این فجایع!

دولتمردان، نظامیان، رسانه ها و حتی و حتی مردم آنچنان در هم آمیخته اند که تمییز دادنشان ناشدنی است!

دولتمردان از دفاع اسرائیل در برابر حماس سخن می گویند، رسانه ها بی آنکه عکس ده ها کودک کشته شده را نشان دهند از کشته شدن “ستیزه جویان” فلسطینی خبر می دهند، دلاور مردان غیور حماس در خانه ها، مدارس و بیمارستان ها سنگر می بندند و مردم از ارتباط نداشتن اعراب و فارس ها حرف می رانند!

مانده ام! هیتلر و موسولینی را شبی هزار بار لعن می کنیم و عکس های “چه” را در ابعاد سه در چهار متر به دیوار اتاق هایمان می چسبانیم آن وقت به معنای تمام کلمه فاشیست هستیم! آن هم یک فاشیست خارق العاده! تا فرد چشم آبی مو بوری را می بینیم شروع می کنیم با دوکلمه انگلیسی یا فرانسوی که بلدیم با او صحبت کردن، شب به خانه می خوانیمش و… آن وقت اعتقاد راسخ داریم باید افغان ها را هر چه زودتر از کشور بیرون انداخت که باعث همه بدبختی های مملکت ما هستند!!!” چه” را انسان بزرگی می خوانیم اما فراموش می کنیم که او _ با تمام نقد هایی که به او هست_ مرز های صوری را در ذهن خود شکست و از آرژانتین به کوبا و بولیوی سفر کرد! فراموش کرده ایم! که اگر از “چه” بیش از قیافه و عکس هایش می دانستیم هرگز باور نداشتیم که کرد ها و ترک ها را باید سر برید چون استقلال می خواهند!

نظام امروز جهان و مناسباتش به مثابه یک سکه است. سکه ای که پشت و رو دارد، یکی همیشه رو به آسمان و یکی رو به زمین. تا این نظم بی نظم پابرجاست همیشه آمریکا انگلیس، چین و کشورهای مستکبر و کثیف مشابهی وجود خواهند داشت و همیشه غزه و عراق و افغنستان در خون خواهند تپید. در مقیاس کوچک تر باید گفت که همیشه عالیجنابان سرخپوش، شکلاتی پوش و معجزه های هزاره ها خواهند ماند و 209 هم پابرجاست.

حرفم به درازا کشیده شد. زیاده حرفی نیست!

خفه شو، خفه!

اصلا به تو چه :

” فلسطنی خانه ندارد،

تانک ها بوی لیلا می دهند” ؟

تو فقط یک شعری

که وقتی تمام شوی

برایت دست می زنند.

…………………………………………………..

پ.ن: قسمت های بولد  شده، قسمتی است از شعر تانک ها، سروده ی الیاس علوی شاعر افغانی در کتاب : من گرگ خیالبافی هستم، منتشر شده از نشر آهنگ دیگر


برچسب‌ها:

11 پاسخ to “تانک ها بوی لیلا می دهند”

  1. الناز می گوید:

    هميشه همين است…هميشه…پست تر از پيش مي شويم…احمق تر از پيش…ايران و افغانستان و عراق و غزه هم ندارد…خرهاي عالميم…تاسف است اين وسط فقط…
    دغدغه هايت خوبند ،مثل خودت،مثل همه ي خودت
    وخوب نوشته اي و آن شعرها هم معركه اند و دلمان روزنوشت هاي هميشگي مي خواهد از شما

  2. رضا می گوید:

    در یکی دو روز اول جنگ، سی ان ان چند تصویر از کودکان کشته شده رو نشون میداد اما چند روز اخیر رویه خبری شون به شکل مشمئز کننده ای تغییر کرده همینطور صدای آمریکا و جناب چالنگی با آن برنامه تفسیر خبریش واقعا حال آدم رو بهم میزنه

    پایه های این نظم بی نظم بر رئالیسم سیاسی بنا شده و به این زودی فرو نمی پاشه تا مادام که حقوق بین الملل به شکل موثر تری وارد مناسبات بین الملل بشه …

    تببین کننده نظریه برخورد تمدنها -هانتینگتون- چند روز پیش فوت کرد اما پیش بینی هاش از آینده ای پر از نزاع در جهان همچنان باقی ست و در این میان اولین قربانیان، مردم بیگناه هستن که وجه المنازعه مراکز قدرت میشن همانطور که در جنگ 8 ساله ایرانیهای زیادی قربانی شدن

    http://www.petitiononline.com/gaza2812/petition.html
    …………………………………………………………………………….
    پاسخ: رضای عزیز ممنونم از کامنتت. فکر می کنم این رئالیسم سیاسی اگر بنیانش نظام سیاسی درستی باشد، خود به نفسه مشکل نیست! اما در محیط و مناسبات امروز حرفت را تماما می پذیرم دوست عزیزم

  3. ابوذر آذران می گوید:

    و ایران چی؟
    ایران را نیز می سرودی طه!
    و یک چیز دیگر : بگذار آنها مشکلات خودشان را با میلیون اعراب ثروتمند قدرتمند حل کنند بگذار ما ایرانی های فقیر به فکر خود باشیم. غزه الان ویران می شود و ایران سالهاست که ویران شده است. کسی برای ایران مرثیه نسرورد نه تو نه من. همه برای فلسطین مرثیه می سراییم فلسطینی که گویا نمی خواهد درست شود فلسطینی که آواره ماندن را ترجیح می دهد.
    …………………………………………………………………..
    پاسخ: سرودیم ابوذر! نسرودیم؟ پیش از مشروطه، پیش از مرداد سی و دو، سال های پنجاه تا پنجاه و هفت، سال 76 و 78 ! نسرودیم؟ چه شد اما؟
    نه! نمی پذیرم که فلسطین آوره ماندن را ترجیح می دهد! اگر در برابر ما جوجه دیکتاتورهایی چون احمدی نژاد و نان به نرخ روز خوار هایی چون دیگران وجود دارند، در مقابل جوانان فلسطین تانک ها و تفنگ ها و جت های آخرین مدل قد علم کرده اند! اگر ما قلمی شکسته داریم آنها این را هم ندارند!
    نه ابوذر عزیز! اگر قرار به کنایه باشد این ماییم که مستحق کنایه ایم! ماییم که بی اراده ایم! ماییم که سر خم کرده این در برابر سیلی آن از ما بهتران! نه کودکان و زنان فلسطینی که در زیر یورش بمب های آمریاکایی، اروپایی، اسرائیلی و… هم سر خم نکرده اند!

  4. nejat می گوید:

    من که رسمن کم آورده ام در مقابل این همه ادعای انسانیت … کم آورده ام در برابر آدم ها … کمرم می شکند هر روز ..

  5. رضا می گوید:

    طاهای عزیز ممنونم از پاسخت،
    اگر معنای تحت الفظی رئالیسم رو در نظر بگیریم من هم با شما موافقم در ذات خودش مشکلی نداره ، اما اگه منظور از رئالیسم سیاسی در حوزه سیاست عملی باشه اوضاع فرق میکنه ریشه رئالیسم سیاسی بر روی اندیشه های هابز شکل گرفته ، البته تعابیر مختلفی از رئالیسیم وجود داره …

    در پاسخ به آقای آذران باید عرض کنم توجه جامعه مدنی ایران در پرداختن به فلسطین یا هر جای دیگر دنیا الزما به مفهوم کاهش تمرکز بر روی مظلومیت مردم مملکت مان نیست بلکه نگرانی آنجاست که انحصار طلبان قدرت در ایران با رویکردی ایدئولوژیک از مساله فلسطین سو استفاده میکنند در واقع رویکرد دو دسته پذیرفتنی نیست دسته ای عمدتا مذهبی که برای مظلومیت فلسطین فریاد میزنند اما در کمال شگفتی برای مظلومیت ایرانی ها سکوت مرگباری پیشه میکنند و دسته دوم عکس آن …
    ماجرای فلسطین تنها به اعراب یا مسلمانان بر نمیگرده به جامعه بشری مربوط میشه و آینه ای شفاف از نقاط ضعف سازمان ملل متحد (ملل نا متحد)

  6. مانی می گوید:

    اگر از “چه” بیش از قیافه و عکس هایش می دانستیم هرگز باور نداشتیم که کرد ها و ترک ها را باید سر برید چون استقلال می خواهند!

    این تیکش قشنگ بود هرچند با نفس استقلال ارضی مخالفم برای اقلیت های کرد و …
    ولی با نفس آزادی در حد آموزش زبان محلی در مدارس و … موافق .

    بقول خودت شاید از چه تنها صورتی رو درک کردیم که حقیقتا تنها چه نیست که اینگونه درکش کردیم و بلکه حتی ایده های مذهبیی مثل علی و چهره های تاریخی مثل کوروش و چهره های سیاسی داخلی مثل تقی زاده و رضا شاه و چهره های اندیشمندی مثل شریعتی با وجود مشکل با افکارشان هم تنها در صورت یافته ایم .

    چه بهتر که دلاور مردان غزه ای خانه نشین را خوب درک کنیم که خالد مشعلش وقتی به ایران می آید کراواتش را باز می کند و چفیه می بندد و وقتی به غزه باز میگردد با کراوات به ریش منو تو می خندد !!!

  7. holden می گوید:

    سلام طه عزيز
    مطلب رو خوندم وفكر نكنم كسي كه باشه كه دلش به درد نيومده باشه …..
    در هر حال
    .
    .
    من می روم ادامه ی این شعر با شما …
    .
    .
    آپیم ومنتظر قدمهاتون….

  8. پردیس سیاسی می گوید:

    انگار آنقدر تکرار می شوند که احساس میکنیم عادی است.
    یا دکمه ای را فشار میدهی و می گویی به من چه…
    این که هنوز دغدغه دارید خوب است آن هم با این همه خشم در کلام

  9. متتی می گوید:

    شعرهای قشنگیه

  10. امیر.ی می گوید:

    طاهای عزیز، یادداشتی را بامدادی نوشته که بر روی رسانک قرار داده ام . شاید گواهی باشد بر صحبتی که امروز کردیم پیرامون حماس و شاید قانع کننده باشد برایت، که حماس جز این نمی تواند بکند و ادعای دروغین پناه گرفتن میان مردم را دلیلی باشد ؛ http://www.resanak.ir/spip.php?article299

  11. علیرضا عسگری می گوید:

    طاها !
    طاها !
    طاها !
    دستت درد نکنه.
    نمیدونم که ،نه میدونم !
    میدونم که نمیتونم همه ی یا حتی بخشی از حرفام در باره ی مطلبت رو بنویسم.
    یه بار اگر شد صحبت.
    یکی دو نکته ی کوچولو:
    در افغانستان پدیده ی “مادر روسپی” کمتر از ایرانه ! به نسبت جمعیت حتی.اونو بردار از مشخصات تابلو اونجا لطفن. :)
    مانده ام! هیتلر…این تیکه رو خوب اومدی والا…
    فقط یک بار بحثی در باب کرد ها بکنیم.اونجا بحث استقلال – به تنهایی-کشتار رو باعث نشده.مثلا در هیات نمایندگی خلق کرد اول انقلاب ، کومله ( کمونیست )،دموکرات (بورزوا-دموکراتیک و گاه ناسیونالیست) و … بودند.همون ساعتی که حضرات داشتن با این هیات مذاکره میکردند از طرف دیگه مردمشون رو به توپ میبستند.اتفاقا اونجا شروع میشه ! بعد از قضا ناسیونالیسم ایرانی و پا فارسیسم باعث کشتار میشه و …
    اما به دوستانی که نظر دادند:
    اتفاقن درسته ایران رو هم باید چسبید ! غزه رو هم!افغانستان رو هم ! انسانیت رو هم !
    اما چه جوری ؟به کدام ترتیب و اولویت؟
    این نظم نوین جهانی و ساختار سرمایه اساس این پریشانیست!
    به هر ترتیبی میخوایم عمل کنیم یادمون باشه دستگاه های حقوق بشری هر وقت “صرف کنه”
    وارد عمل میشن.اونی که میگه اول ایران ! >> همینا در برابر کشتار چندین ده هزار نفری سیاسیون ایران در ده ی شصت خفه شدن ! پس اینا چاره ی کار نمیتونن باشن…
    دوستان “علوم اجتماعی” خونده کمی مکث !
    ببینید چی به خورد ما میدن به نام علم؟ جامعه ی مدنی ! چیزی که اساس فلسفی ساختارش بر تبعیض بنا شده.چون به تو میگه اجازه داری ازاد باشی اما در میا ن مناسباتی که به اونا نباید تعرض کنی اونا پایه اند.چی؟انسان حق داره در کار مزدی تبدیل به کالا بشه این ازادی است ! و صاحب ابزار تولید آزاده که نیروی کار اون بابا رو بخره یا نخره! اگه بخره که طرف استثمار میشه اما انباشت سرمایه از محل کار اون بابا به جیب سرمایه دار میره.اگه نخره که اون بابا -کارگر-میمیره ! پس کارگر هم ازاده که استثمار بشه یا نشه ! اگه بشه که بردست.اگه نشه که میمیره ! از این دو حالت خارج نیست ! این اساس فلسفه ی لیبرالیسم و اینه دموکراسی که اونا میگن !
    و این پایه ی همون جامعه ی مدنی است که در دانشگاه ما رو معتادش میکنن.چون سودشون در اینه.!
    باید راه های برانداختن این مناسبات رو شناخت و اقدام کرد…
    بریم به سراغ ریشه ها…

پاسخ دهید